تبلیغات
the standing trees are dead - پست های جوک
آرشیو موضوعی
خانه

هخامنشیان

تاریخ سیاسی هخامنشیان

لباس پارسیان

بیونانوتکنولوژی

بیونانوتکنولوژی

شعر

نام کورش بزرگ

وصییت نامه کورش

کوروش بنیانگذار هخامنشیان

جوک

جواب سوالات دینی ما

هر چی در باره فیزیک میخواهید

آلودگی

زلزله گسل

فرهـنگهای فـلات مرکزی

اتابكان و خوارزمشاهیان

اشـکـانـیان

هخامنشیان

امثال و حکم

ایران در دوره نوسنگی

چهارشنبه آخر سال

سرزمین ایلام

سفالگـری بعـد از اسلام

سفالگـری پـیش از اسلام

فـلـز کـاری

یلدا

آنمی

توصیه های دوران بارداری

تالاسمی

پیسی یا برص

فال هفته

اکورد گیتار

کا ریکاتور های پیامبر

آموزش برنامه نویسی با سی کور

آموزش هک وبوت

ساختار dna

نماز

دیسک های نوری

ترفندهای ویندوز

دانلود برنامه

دانلود آهنگ های سال ۱۳۸۴

درباره شخصیت های معروف

گالری عکس

دانلود Movie

پرسپولیس

استقلال

تنیس

فوتبال

احتمال ریاضی

ادبیات

انرژی هسته ای

هوا فضا

ُُُُُ‌‌‌فیزیک

اخبار

ریاضی

علوم سیاسی

دوست یابی

آموزش راه اندازی شبکه

آموزش php

بدون شرح

Fashion

عکس از دختران تهرونی ۱۸++

عکس های فوتبالی

علی کریمی

آرش

eminem

jojo

گلزار

michel jackson

وحید هاشمیان

سپیده

shakira

tatu

کد های جاوا

آداب معاشرت

فیلتر شکن

دلفی

عشقولانه

دوچرخه

photo gallery

persian rap

bedon sharh

joks

download music new

biography

zed bazi

tohi

hich kas

reza pishro

اصول‌ نگهداری‌ از گربه‌

خداـ حقیقت ـ عشق

موبایلستان

game

Metal music

فلسفه

music instruments/آلات موسیقی

yass

what is fuck

ghiyamat

نظرسنجی
...your favorite team






صفحات وبلاگ
خبرنامه
لینكستان
درباره ...

Designed By : DavoodSysteM
Powered By : MihanBlog

:: sms va jok
 خواستگاری از دختر شاه »
غضنفر به رفیقش میگه : می خوام دختر شاه رو بگیرم ! رفیقش میگه : چرت نگو ! مگه كشكیه ؟!  غضنفر میگه : بابا من كه راضیم ، ننم هم كه راضیه ، فقط مونده شاه و دخترش !!!
 
 
« تعویض اسم »
شخصی شاكی میره ثبت‌احوال ، میگه : آقا این اسم من خیلی ضایع است ، باید حتماً عوضش كنم . كارمند ازش می پرسه ، مگه اسمتون چیه ؟ میگه : اصغرِ اَن‌ چهره ! كارمند میگه : آره خوب حق دارید ، باید حتماً عوضش كنید . حالا چه اسمی می خواید بگذارید ؟ میگه : اكبرِ اَن ‌چهره !!!
 
 
« مخفف USA »
از غضنفر می پرسند : می دونی USA مخفف چیه ؟ میگه : یوم‌الله سیزده آبان !!!
 
 
« مسابقة دومیدانی »
غضنفر رفته بود تماشای مسابقة دومیدانی . وسط مسابقه از بغل دستیش می پرسه : ببخشید ، اینا واسه چی دارن میدون ؟! یارو میگه : برای اینكه به نفر اول جایزه میدن . غضنفر كمی فكر می كنه ، می پرسه : پس بقیشون واسه چی دارن میدون ؟!!!
  
 « آسانسور »
غضنفر سوار آسانسور میشه ، می بینه نوشته ‌: ظرفیت 12 نفر . باخودش میگه : عجب بدبختیه‌ها ! حالا 11 نفر دیگه از كجا بیارم ؟!!!
 
 « جام جهانی »
از غضنفر می پرسن : به نظر شما اگه آمریكا افغانستان و عربستان رو بگیره ، به كره و چین هم حمله كُنه تكلیف ایران چی میشه ؟ غضنفر میگه : چی میشه نداره كه ، ایران میره جام جهانی !!!
 
 « تعداد بچه (1) »
از غضنفر می پرسن : چند تا بچه داری ؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده ، میگه : 3 تا ! مردم تعجب میكنن ، میگن : بابا اینا كه 4 تاست ؟ غضنفر انگشت كوچیكشو نشون میده ، میگه : این بچة همسایمونه ، ولی همیشه خونه ماست !!!
 
 « تعداد بچه (2) »
از غضنفر میپرسن چندتا بچه داری ؟ انگشت كوچیكشو نشون میده ، میگه : هفت تا ! مردم تعجب میكنن ، میگن : بابا این كه فقط یكیه ! میگه : آخه دادم  mp3ش كردن !!!
 
« شكنجه روحی »
می خواستن غضنفر رو شكنجه روحی بدن ، می فرستنش تو یك اتاق گرد ، میگن برو یك گوشه بشین !!!
  
« ساندویچ فروشی »
غضنفر بعد از بیست سال از آمریكا برمی گرده ایران و یك ساندویچ فروشی میزنه . یارو میاد میگه : قربون دستت ، یك ساندویچ سوسیس بده . غضنفر كه هنوز خوب از حال و هوای غرب درنیومده بود ، می پرسه : "تو گو" بدم ؟ یارو شاكی میشه ، میگه : نه مرتیكه ، تو نون بده !!!
 
 « دهقان فداكار و حسین فهمیده »
غضنفر تو یك شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمی گشته خونه ، یهو می بینه یكجا كوه ریزش كرده ، یك قطار هم داره ازون دور میاد ! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه ، میره اون جلو وامیسته . رانندة قطاره هم كه آتیشو می بینه میزنه رو ترمز و قطار وامیسته . همچین كه قطار واستاد ، غضنفر یك نارنجك درمیاره ، میندازه زیر قطار ، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن ! خلاصه غضنفر رو میگیرن میبیرن  بازجویی ، اونجا بازرس بهش میتوپه كه : مرتیكة خر ! نه به اون لباس آتیش زدنت ، نه به اون نارنجك انداختنت ! آخه تو چه مرگت بود ؟! غضنفر میزنه زیر گریه ، میگه : جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداكار و حسین فهمیده رو قاطی می كردم !!!
 
 « معما »
به غضنفر میگن یه معما بگو .‌ میگه : اون چیه كه درازه ،‌ زرده ، موزه ؟!!!
 
 « مسابقة بیست سوالی (1) »
غضنفر میره مسابقه بیست سوالی ،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن  كه  :  جواب  برج  ایفله  ، فقط تو  زود نگو كه ضایع شه . خلاصه مسابقه شروع میشه ، غضنفر میپرسه :  تو  جیب  جا  میگیره  ؟ میگن : نه . غضنفر میگه : ...ها !  پس حتماٌ برج ایفله !!!
 
:: نوع مطلب : جوک ,

:: نوشته شده توسط : آرش پورذکریا در شنبه 20 خرداد 1385 و ساعت 02:06 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: جوک

<>

سال 52


غضنفر ادعا می‏كرد كه خیلی آدم قدرتمندی است.
گفتند: مثلاً چی كار كردی؟
گفت: سال 52 دو نفر رو كتك زدم.
گفتند: این كجاش عجیبه؟
گفت: آخه اون موقع دو نفر خیلی بود.
هشت تا


غضنفر از پسرش پرسید: دو دو تا چند تا می‏شه؟
پسر گفت: هشت تا.
غضنفر گفت: نه پسرم، دو دو تا می‏شه چهار تا، فوق فوقش می‏شه پنج تا، ولی هیچوقت هشت تا نمی‏شه.

پروانه


غضنفر با دختری به اسم «آهو» آشنا شد. بعد از دو ساعت حرف زدن به او گفت:
- غزال‏ خانم! شغل باباتون چیه؟
آهو گفت: اسم من غزال نیست، اسمم آهو هست.
غضنفر گفت: چه فرقی می‏كنه، حیوان حیوانه.
جلال آل ‏احمد


جواد گفت: این جلال آل ‏احمد كه هی ازش تعریف می‏كنن فقط یه كتاب خوب نوشته، اونم بوف‏كوره.
یكی گفت: بوف‏كور مال صادق هدایته.
جواد گفت: دیگه بدتر، یه كتاب خوب داره اونم صادق هدایت براش نوشته.

از بجه تهرونیه میپرسن: امام اول كیه؟ یخورده فك میكنه، میگه: بابا یك راهنمایی بكنید... میگن: شمشیرش معروفه.. میگه: آها... ZORO!

تركه میرسه به یه هیئت، از یكی جلو در میپرسه: آقا اینها این تو چی كار میكنن؟ یارو میگه: اینها ده روز سینه میزنن! تركه میگه: ای بابا، ایلده كنترات بده 3 روزه میزنیم!

تركه پشتش میخواریده، هركار میكرده دستش نمیرسیده.... میره رو صندلی!

از بسیجیه میپرسن: میدونی خدا كیه؟ میگه: نماینده ولی فقیه در كائنات!

علی آقا میخواسته حال اكبرآقا رو بگیره، براش یك ریش‌تراش خدای آلمانی كادو میفرسته. خلاصه اكبر آقا كادو رو باز میكنه، ریش تراش رو میبینه، پاك میخوره تو پرش.. میگه من باید حال اینو بگیرم. چند روز بعد علی آقا میبینه براش یك كادو اومده از طرف اكبرآقا... باز میكنه، میبینه توش یك پِلِی اِسْتیِشنه!

سه تا ترك كه دیر به قطار رسیده بودند، دنبال قطار دویدند. دو تا از آنها با زحمت سوار قطار شدند. آخری كه به قطار نرسیده بود، ایستاد و شروع كرد به خندیدن. از او پرسیدند: حالا كه از دوستانت عقب افتاده‌ای چرا می‌خندی؟ او گفت: آخر من مسافر بودم و آنها برای بدرقه آمده بودند!

معلم ورزش: غلام،‌ چند رشته از ورزش دوومیدانی را نام ببر. غلام: پرتاب خط‌كش توسط معلم، فرار صدمتر از دست معلم، پرش طول از دیوار و در نهایت پرشه سه گام از محوطه مدرسه به بیرون مدرسه!

یه روز یه تركه خبر داغ می‌شنوه، گوشش تاول می‌زنه.

تركه خورد به جدول، حلش كرد.

لطیفه موزون: یه روز یه مرده، می‌خوره به نرده!

یه روز یه تركه داشته رد می‌شده،‌ یه نمره بهش میدن قبول بشه!

خونه


مرد دوستش رو تو خیابون دید كه صورتش كبود شده و پاش می‏لنگه و روی گلوش خراش افتاده. با نگرانی بهش گفت: چی شده عزیزم؟ بیا زودتر برسونمت خونه.

مرد گفت: لازم نیست، تازه دارم از اونجا می‏آم.

گلدون قدیمی


خدمتكاری كه برای تمیز كردن خانه آمده بود یك گلدان قدیمی چهارصد ساله را موقع تمیز كردن به زمین انداخت و شكست. خانم خانه كه خیلی ناراحت شده بود، گفت: می‏دونی این گلدون مال چهارصد سال پیشه؟
خدمتكار گفت: خدا رو شكر! فكر كردم تازه خریدینش.

:: نوع مطلب : جوک ,

:: نوشته شده توسط : حامد در دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 و ساعت 03:05 ق.ظ

:: ویرایش شده در دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 و ساعت 05:05 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

:: جوک

 وظیفه
مریض: دكتر! دارم می‏میرم. تو رو خدا بكش و راحتم كن.
دكتر: من خودم وظیفه ‏ام رو می‏دونم، لازم به یادآوری نیست.
 
آلزایمر سخت
مردی پیش دكتر رفت و گفت: دكترجون! خیلی فراموشكار شدم.
دكتر حواسش به حرف‏های بیمار نبود. سرش را بالا كرد و گفت:
- متوجه نشدم چی گفتید؟
‏مرد گفت: من؟ من چیزی نگفتم.
 


معافیت
دكتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه كرد و در برگه نوشت:
- معاف، به دلیل ضعف جسمانی.
پسر لاغر با خوشحالی گفت: آخ جون! فوری می‏رم زن می‏گیرم.
دكتر نوشت: و همچنین ضعف عقلانی...
دستمال
مرد: بازهم كه پارچه خریدی؟
زن: می‏خوام برات دستمال بدوزم.
مرد: این كه چهار متر پارچه است؟
زن با بقیه‏اش هم برای خودم یه پیرهن می‏دوزم.
كیش
مرد: دیشب خواب دیدم رفتم كیش برای گردش، خیلی خوش گذشت.
زن: دیگه حق نداری تنهایی خواب ببینی.
وكالت
وكیل مدافع گفت: متأسفانه من نمی‏تونم هیچ كاری برات بكنم.
متهم به قتل گفت: بیا مردونگی كن، قبول كن كه تو اصغر رو كشتی، اون وقت من تبرئه می‏شم.

تركه به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن! مگه كشكیه؟!  تركه میگه: بابا من كه راضیم، ننم هم كه راضیه، فقط مونده شاه و دخترش!

 

یه تركه می‌خواد بره كربلا، سوار اتوبوسهای امام حسین می‌شه!

سه نفررشتی و تهرانی و ترك داشتن تو خلیج فارس علیه آمریكا شعار میدادن و میگفتن: خلیج فارس ایران محل دفن ریگان. یه ناو آمریكایی كه از اونجا رد میشد اینا رو دستگیر میكنه. به تهرانیه میگن خب تو چی میگفتی؟ تهرانیه یهو جوش میاره میگه: خلیج فارس ایران محل دفن ریگان! میگیرن میكشنش. به رشتیه میگن تو چی میگی؟ میترسه میگه والا به خدا من فقط گفتم خلیج فارس ایران محل ماهیگیران! آزادش میكنن. به تركه میگن تو چی میگی؟ میگه: من گفتم خلیج فارس ایران آسفالت باید گردد!

:: نوع مطلب : جوک ,

:: نوشته شده توسط : حامد در دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 و ساعت 03:05 ق.ظ

:: ویرایش شده در دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 و ساعت 05:05 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین